شناسه: 288536

بدون عنوان

به روایت از علی حسینی :یکی از بستگان شهید می گوید: شبی خواب دیدم یک بیابان وسیعی است. هر چه چشم کار می کرد. انسان دیده می شد. میلیونها آدم در بیابان بودند. گمان کردم که صحرای محشر است صدایی به گوش می رسید که پیامبران اولوالعزم را معرفی می کرد و اسامی که می خواند مانند این که رژه بروند، همه رژه می رفتند و نام همه پیامبران را گفت تا اینکه نوبت رسید به ائمه و اسامی آنها را خواند و همه را معرفی کرد و اکثراً لباس خونین داشتند و سر بر بدن نداشتند یادم هست بنده در همین صف سید هاشم و سید خلیل را مشاهده کردم. روحش شاد باد

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه