شناسه: 289248

تنگۀ گشاد

به نقل از همرزم شهید: صبح عملیات فتح‌المبین، قرار بود در تنگه رقابیه مستقر شویم؛ ولی ما نمی‎دانستیم که کجا هستیم. آیا به هدف رسیده‌‎ایم یا جلوتر آمده‌ایم. باید هنوز پیشروی کنیم یا ... .
جایی که ما بودیم فاصلۀ بین دو رشته ارتفاعات غیرمرتفع با فاصله حدود هشت کیلومتر بود و تنگه معمولاً به جایی می‌گویند که مسیری تنگ و باریک داشته باشد. به هر حال، فرماندۀ تیپ (سردار احمد کاظمی) با بی‌سیم از فرماندۀ گردان (محمود حری) اعلام وضعیت کرد. حری گفت: «نمی‌دانم کجا هستیم.» فرمانده پرسید: «مشخصات آنجا را بگو.» حری شروع کرد مشخصات جغرافیایی را بیان کند. فرمانده گفت: «هما‌نجا تنگه است، دنبال چه می‌گردی؟» حری در حالی که پشت بی‌سیم می‌خندید گفت: «این که گشاد است! برادر احمد، این به هر چیزی شبیه است الا تنگه!»
محمود در حالی شوخی می‌کرد که ساعتی قبل برادرش مسعود به شهادت رسیده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه