شناسه: 290798

دعا و توسل جمعی

در زمان جنگ یک روز با سید حسین به آب گرم رفته بودیم تا در ضمن تفریح زیارت عاشورا بخوانیم وقتى رسیدیم عده‏اى کنار هم نشسته بودند و موسیقى مى‏نواختند و مى‏رقصیدند سید حسین گفت برویم جاى آنها وقتى رسیدیم آنها به احترام سید حسین موسیقى و رقص را تعطیل کردند و نشستند سید حسین از چایى هایى که به همراه خودمان برده بودیم براى آنها ریخت و گفت بفرمائید چاى بخورید و سپس ادامه دهید چرا قطع گردید گفتند: به احترام شما که جبهه رفته هستید و خجالت مى‏کشیم ایشان چند آیه از قرآن و چند حدیث در رابطه با این عمل زشت خواند و برایشان صحبت کرد به حدى که آنها تحت تأثیر صحبت‏هاى سید حسین قرار گرفتند و بعد از اتمام صحبت سید حسین وسایل لهو و لهبشان را شکستند و با ما زیارت عاشورا خواندند و براى رفتن به جبهه اعلام آمادگى کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه