دعا و توسل جمعی
در زمان جنگ یک روز با سید حسین به آب گرم رفته بودیم تا در ضمن تفریح زیارت عاشورا بخوانیم وقتى رسیدیم عدهاى کنار هم نشسته بودند و موسیقى مىنواختند و مىرقصیدند سید حسین گفت برویم جاى آنها وقتى رسیدیم آنها به احترام سید حسین موسیقى و رقص را تعطیل کردند و نشستند سید حسین از چایى هایى که به همراه خودمان برده بودیم براى آنها ریخت و گفت بفرمائید چاى بخورید و سپس ادامه دهید چرا قطع گردید گفتند: به احترام شما که جبهه رفته هستید و خجالت مىکشیم ایشان چند آیه از قرآن و چند حدیث در رابطه با این عمل زشت خواند و برایشان صحبت کرد به حدى که آنها تحت تأثیر صحبتهاى سید حسین قرار گرفتند و بعد از اتمام صحبت سید حسین وسایل لهو و لهبشان را شکستند و با ما زیارت عاشورا خواندند و براى رفتن به جبهه اعلام آمادگى کردند.
ثبت دیدگاه