شناسه: 292002

اولين اعزام

راوی فاطمه امینی: چون هنگام شروع جنگ و چند سال اولیه آن بود، بیشتر دوستان مهدی به جبهه رفته و به شهادت رسیده بودند. مهدی از تنهایی و دوری دوستانش رنج می برد. یک روز پیش من آمد و گفت: مادر جان می خواهم به جبهه بروم. وقتی به او گفتم دوستانت در جبهه نیستند و شهید شده اند و جنازه آنها در گلزار شهدای درق است. گفت: آن چیزی را که من از آنها جستجو می کنم جسم یا پیکر آنها نیست.، من جستجو گر روح و خون دوستانم هستم و آنها را فقط در جبهه می توان پیدا کرد جایی که آنها به شهادت رسیده اند. می خواهم به جبهه بروم و روح و خون آنها را به کربلا برسانم و به امام حسین(ع) بگویم که چنین سربازان پاک باخته ای داشته ای.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه