شناسه: 292445

خاطرات سیاسی

به روایت از سید مهدی مدنی : یادم هست زمان انقلاب و درگیریهای بین مردم و نیروهای رژیم بود که یک روز من و شهید حسین پوریحیی به همراه چند تن از دوستانمان به کاشمر رفتیم تا در تظاهرات شرکت کنیم وقتی به خیابان خاکی رسیدیم نیروهای امنیتی شاه ما را تعقیب کردند و ما فرار کردیم و این شهید گرفتار شد وقتی او را گرفته بودند به او گفته بودند به امام خمینی توهین کن هم به تو بیست تومان پول می دهیم هم آزادت می کنیم ولی او با زرنگی خاصی خودش را کر و لال جا زده بود ولی آنها متوجه شده بودند و او را به همراه چند نفر دیگر که دستگیر شده بودند به شهربانی می برند و در آنجا پول را به او می دهند و می گویند حالا به امام توهین کن تا تو را آزاد کنیم او هم کفشهایش را در آورده بود و از شهربانی با پای برهنه فرار کرده بود وقتی به خانه آمد گفت: پول کفشهایم را گرفتم بعد آنها را جا گذاشتم و فرار کردم حالا بیا با هم به مغازه برویم و کفش بگیریم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه