عشق به جهاد
یک شب در پایگاه دو کوهه بودیم فرمانده آمد وگفت:بچه ها همه خود را برای رفتن به عملیات آماده کنید می خواهیم به یاری خداوند به عملیات فتح المبین برویم من وتمام بچه ها به دلیل اینکه اولین عملیاتمان بود میترسیدیم و اضطراب و دلهره داشتیم و تنها کسیکه با شجاعت هر چه تمام اصرار به عازم شدن را داشت غلامحسین بهمنی بود .
ثبت دیدگاه