شناسه: 293531

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از علی هنرور : یک شب غلامحسین را خواب دیدم که کنار درخت سروی ایستاده است . جلو رفتم و به ایشان سلام کردم . بوی بسیار خوشی را استشمام کردم که از بدن ایشان پخش می شد و فضا را در برگرفته بود. به او گفتم چه بوی خوشی از بدن شما به مشام می رسد . سری تکان داد و لبخند ملیحی زد و ناگهان در همان لحظه از خواب بیدار شدم و تا حدود دو هفته آن بوی خوش را احساس می کردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه