توجه به خانواده
به روایت از مهین حسینی برزنده : یکروز که فرزندم مهدی مریض شده بود با همسرم او را به دکتر بردیم . همین طور که در مطب دکتر نشسته بودیم . در حالی که در بغل پدرش بود . لباس ایشان را خیس کرد . خانمی که آنجا بود به همسرم گفت : این بچه را به مادرش بدهید . شما چرا این بچه را به بغلت می گیری ؟ همسرم به آن خانم گفت: مگر فرقی می کند ؟ بچه ، هم مال من است و هم مال مادر . بچه که نباید تنها لباس مادر را کثیف کند . من هم پدرش هستم و باید توی زحمت های بچه سهمی داشته باشم .
ثبت دیدگاه