شناسه: 296053

فکاهي شوخ طبعي

به روایت از سیدهاشم درچه ای :خاطره‌ای را درباره نوع غذا در فیلیپین که بودند تعریف می‌کرد: من سؤال کردم غذا چه می‌خوردید می‌گفت کنار خیابان خرچنگها را به هم بسته‌اند می‌رود چند تا خرچنگ را می‌خرد و زنده زنده می‌گذارند در پاک و می‌آوردی می‌دادی به آشپز و آشپزی پخت پرسیدم شما چکاری کردید گفتند چطوری گوسفند می‌گفت مثلاً بز را می‌گرفتند و می‌خواستند بکشند یک پتکی یا چکشی به کله‌اش می‌زدند آن هم یک بعی می‌کرد و کشته می‌شد این جوری بز را می‌کشتند و تکه تکه می‌کردند و می‌گفت: آشپز این خرچنگ‌ها در حالی که زنده بودند شروع می‌کرد دست و پایشان را قطع کردن و می‌انداخت تو روغن می‌گفت من حالم گرفته می‌شد و خوشم نمی‌آمد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه