خاطرات بعداز مجروحیت
به روایت از اصغر امامی نیا : چون ایشان نسبت به ما سن کمتری داشت ما اصرارداشتیم که نمی خواهد درعملیات شرکت کنی و او می خواست که درعملیات باشد ودر همان عملیات از ناحیه ی پا مجروح شده بود و او را برای مداوا به بیمارستان اهوازبرده بودند بعد از 15 روز ایشان را باز درمنطقه دیدم در همان زمان بود که آتش دشمن در منطقه سنگین شد که بازدوباره او مجروح شده باز دوباره دیدیم که او را بردند و به بیمارستان جهت مداوا بعداز درمان او آمد به منطقه این بار به او خیلی اصرار کردم که برگردد واوقبول نکرد درهمان ایام مقدمات عملیات بود شب عملیات ما به او گفتیم : تو برگرداما او با اصرار زیاد درهمان عملیات شرکت کرد ودر طی عمیات ازناحیه ی پیشانی تیر خورد و شهید شد .
ثبت دیدگاه