شناسه: 298107

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی محمدرضا عباسیان: به یاد دارم که مهدی در ارتفاعات کله قندی از ناحیه کتف مورد اصابت گلوله سیمینوف دشمن قرار گرفت و من مجبور شدم او را به عقب برگردانم دیدم تفنگ را زیر بغلش گرفته گفتم تفنگ را ول کن تا زودتر تو را به عقب ببرم گفت : این تفنگ از جان من هم مهمتر است و این در حالی بود که از شانه اش خون می ریخت تا این که من او را به بیمارستان انتقال دادم و بعد از چند روزی که مهدی در بیمارستان بستری بود و حالش کمی مساعد شد دوباره به جبهه برگشت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه