خواب و روياي شهادت
راوی فاطمه محمدی: به خاطر دارم سری آخر که فرزند شهیدم حسین یعقوبی به مرخصی آمده بود، گویا به او الهام شده بود که این دفعه که به جبهه برود دیگر برنمی گردد و به شهادت می رسد. گفت: مادر برای من دعا کن که در راه اسلام شهید بشوم. همان روز موقع نماز ظهر و عصر بود که هنگام راز و نیاز با مبعود خود گفت: خدایا، حسین را به غلامی بپذیر و او را هر چه سریعتر به آرزویش برسان که من همان لحظه بسیار ناراحت شدم و گریه کردم، اما فایده ای نداشت، او گفت: مادر عزیز، من راه خودم را انتخاب و پیدا کرده ام، مادر تو باید افتخار کنی و خوشحال باشی که مادر شهید هستید. شهادت افتخاری است که نصیب هر کس نمی شود، شما باید این نعمت الهی را شاکر باشید. مادر من در خواب دیده ام که امام زمان (عج) به نزد من آمده و گفت: ای حسین تو این دفعه که به جبهه بروی بعد از سه روز به شهادت می رسی؟ حالا من انتظار آن روز را می کشم تا به آرزویم برسم، شما احساس ناراحتی نکنید و صبور و بردبار باشید.
ثبت دیدگاه