لحظه و نحوه شهادت
راوی موسی الرضا جعفری: به خاطر دارم من به همراه علی اصغر ابتدا در آبادان مستقر بودیم که سپس در خط مقدم کارون مستقر شدیم و حالت پدافند و نگاه داری از خط را به عهده گرفتیم که تقریبا فاصله ما با عراقی ها صد متر بیشتر نبود. فقط یک رود خانه ما بین نیروهای دشمن و نیروی خودی بود که آقای پور محمد و برات دانایی که بعد ها شهید شدند نیز با ما بودند این عملیات در صورتی بود که عراقی ها با خمپاره ی 60 مرتب ما را می کوبید زیرا چندی قبل آن منطقه از عراقی ها باز پس گرفته شده بود امن نبود. آما آقای دانایی و علی اصغر تصمیم گرفتند که یک کانال بزنند تا در تیر رس عراقی ها نباشیم برای همین علی اصغر تمام رزمندگان را برای کندن کانال تشویق می کرد تا عبور نیروها از رود کارون راحت تر باشد.علی اصغر با تمام شجاعت و استقامت در حال کانال کنی بود که یک خمپاره ی 60 در فاصله یک متری او اصابت کرد و باعث مجروحیت او شد و چون من چند متری از ایشان دور تر بودم خودم را بالای سر ایشان رساندم و خواستم علی اصغر را از داخل کانال بیرون بیاورم تا او را به بهداری عقب خط انتقال دهیم اما ایشان در بالای کانالی که کنده بودیم در اثر خونریزی شدید در اثر اصابت ترکش خمپاره به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینه اش که شهادت در راه خدا رسید بود رسید.
ثبت دیدگاه