شناسه: 300568

عشق به جهاد

یادم می آید در دوران جنگ، نظر علی اصرار داشت که به جبهه برود .اما پدرم به ایشان گفت : اول برادرهای بزرگت بروند وبعد شما بروید .اما پس از گفتگو قرار شد قرعه کشی شود که چه کسی زودتر به جبهه برود وقرعه به نام نظر علی افتاد واو خیلی خوشحال شد و گفت : آنچه را که می خواستم خدا هم خواست واسم من برای رفتن به جبهه درآمد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه