خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی کنیز محمدی : مدتی بعد از اینکه حسین به شهادت رسید دوست داشتم فرزند پسری به دنیا بیاورم و اسمش را حسین بگذارم .قبلا دو دختر داشتم . به سونگرافی رفتم و گفتند بچه سوم شما هم دختر است خیلی ناراحت شدم و شب با حالت پریشان خوابیدم .در عالم خواب برادر شهیدم را دیدم به من گفت :خواهر جان چرا ناراحتی ؟به تو گفته اند دختر داری .دختر که خوب است ولی ناراحت نباش تو پسر داری آنها اشتباه کرده اند .جای فامیل تو با کس دیگری عوض شده است .در همان لحظه از خواب بیدار شدم و روز بعد مجددا به سونوگرافی رفتم و گفتند که یک پسر در راه داری خیلی خوشحال شدم و پس از به دنیا آمدنش نام حسین را بر او نهادم
ثبت دیدگاه