خاطرات سياسي
راوی عالیه شهمیری : یادم می آید که در جریانات انقلاب ایشان خیلی فعال بود. اغلب شبها دیر وقت به خانه می آمد. یک شب که خیلی دیر کرده بود من خیلی منتظر ایشان بودم تا به منزل بیاید. خیلی نگران حال ایشان بودم تا اینکه نزدیکیهای اذان صبح به منزل آمدند. وقتی دید من بیدار هستم به من گفتند: چرا شما نخوابیدید؟ من گفتم: منتظر شما بودم. نگران بودم که مبادا شما طوری شده باشید. ایشان در جواب گفتند: اجر و ثواب شما نزد خدا بیشتر از ماست.
ثبت دیدگاه