خواب و روياي شهيد
راوی رمضان محمدی: به خاطر دارم سید اسماعیل دو روز قبل از شهادتش خوابی دید و آن را برای من تعریف کرد و گفت : رمضان خواب دیدم که سوار اسب سفیدی شده ام و پرواز می کنم . من هم به شوخی به او گفتم برو بچه نکند خبرهایی شد و می خواهی شهید شوی . که در جواب من گفت : شب و روز لحظه شماری می کنم که به آرزویم برسم . ضمن اینکه احساس می کنم سبک شده ام و روی زمین نیستم . این خواب ایشان دقیقاً دو روز بعد به حقیقت پیوست و به لحظه انتظارش رسید و پرواز نمود.
ثبت دیدگاه