شناسه: 302710

شيريني فرزند

به نقل از همسر شهید: پسرم به دنيا آمد و نامش را زهير گذاشتيم. خواهر شوهرم گفت که خواب ديدم محمد دم دفتر ايستاده بود در حالی که يک ظرف شيريني در دست داشت و به همه تعارف مي‎کرد. رو به من گفت که براي ظهير اين شيريني را مي‌دهم.
پرسيدم: «تو که نبودي؟»
(فرزند ایشان دو ماه بعد از شهادتشان به دنیا آمد.)

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه