شناسه: 303519

حرمت والدين

راوی سیامو مختاریان : به یاد دارم آن زمان که نور محمد هیچ پس اندازی نداشت و کارگر ساده ای بود به پدر و مادرم می گفت من شما را به مکه می فرستم بعد مادرم گفت تو که پولی نداری یک کارگر که بیشتر نیستی چه طوری می خواهی ما را به مکه بفرستی بعد نور محمد گفت : من شما را به مکه می فرستم خودتان خواهید دید و همان طور هم شد چون بعد از شهادتش از طرف بنیاد پدر و مادرم رفنتد به مکه و پدر و مادرم گفتند که واقعا نور محمد راست می گفت و به قولش عمل کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه