شناسه: 303554

شجاعت و شهامت

راوی سید حسین مختاری : حدودا شش ماه به پیروزی انقلاب مانده بود. پسر خاله ام از تهران یک اطلاعیه ای آورده بود و آنرا جلوی هیأت امام حسین (ع) خواند. که در آن اطلاعیه نوشته شده بود: عید ما روزی است که از ظلم آثاری نباشد، کسی رابا کسی کاری نباشد. این جمله در اول اطلاعیه نوشته شده بود و بعد که اطلاعیه را خواندند، مأموران پاسگاه آمدند او را بگیرند، اما او فرار کرد. مأموران پاسگاه عمویم را با برادرم سید صادق گرفتند. صادق می گفت : از کسی نمی ترسم، پاسگاه من را ببرد. به هر جا که می گویند من می روم. آن موقع سن او کم بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه