خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از شرف انسا قدیری پور : یک روز ظهر که فکر می کنم شهادتش بود من موسی الرضا را در خواب دیدم که آمده در حالیکه یک کاپشن سیاه بر تن دارد و یک دستش را روی شانه ام گذاشت و گفت : مریض هستید ؟ بعد از او سئوال کردم چرا یک دست را بر روی شانه ام گذاشته ای ؟ همه می آیند اینجا جان می دهند من فقط یک دست دادم ،ناراحت نباش ودر همین موقع با عجله از خواب بیدار شدم .
ثبت دیدگاه