شناسه: 305453

زیرکی و هوشمندی

به روایت ازعلی اکبر قنادی : خاطره جالبی که از ایشان دارم در خصوص ختنه کردن ایشان است. به اتفاق محمد جواد به خانه یکی از دوستان که فرزندش را ختنه کرده بود رفتیم. برای فرزند ختنه شده کادو آورده بودند. ایشان اصرار داشت که من را ختنه کنید، ما هم امروز و فردا می کردیم تا اینکه یک روز به خانه رفتم، مادرش گفت: ایشان را ببرید و ختنه کنید چرا که دیشب می خواسته با تیشه خودش را ختنه کند. بعد خودش رفت و قلک خود را شکست و پول ختنه اش را که در آن موقع 10 تومان بود، آورد و به درمانگاه موسی بن جعفر رفت و خودش را ختنه کرد و به خانه بازگشت. تا زمانیکه اثر آمپول و مسکن برطرف نشده بود راحت بود، وقتی اثر آمپول از بین رفت و آثار درد در او آشکار شد شروع کرد به بهانه گرفتن، هنگام ظهر بود و من جگر گرفته بودم و به خانه رفتم. مادرش گفت: بهانه گرفته است. گفتم: بابا، برایش آوردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه