حرمت والدين
راوی مهری غفوری: مهدی به هیچ وجه دوست نداشت غم و غصه ی کسی را ببیند. به یاد دارم یک بار که از جبهه مرخصی آمد، دائی و عمویم به دیدنش آمدند و ایشان از جبهه و مشکلات و اتفاقاتی که برایشان در آن جا رخ داده تعریف می کرد. اما هرگز این صحبتها را جلوی پدر و مادرم نمی گفت. همین طور که داشت تعریف می کرد من از راه رسیدم و دم درب ایستادم تا من را دید گفت برو این جا چه کار می کنی. فکر می کرد من صحبتهای او را می شنوم و به پدر و مادرم می گویم و آنها ناراحت می شوند. به همین خاطر راضی به ناراحتی آنها نبود.
ثبت دیدگاه