شناسه: 306650

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی احمد رضا عیار: قبل از شهادت علیرضا یک شب خواب دیدم که با خانواده در یک جایی که سر سبز بود جمع شده بودیم یکدفعه دیدم برادرم با لباس بسیجی آمد و سلام کرد. هنوز با هم گرم نگرفته بودیم که گفت می خواهم بروم. پرسیدم کجا؟ گفت نمیتوانم بگویم . درخواب دیدم که سوار یک هلی کوپتر شد و من هم سوار شدم تا یک حدی که بالا رفتیم به من گفت : احمد برو پایین گفتم: من هم می خواهم با تو بیایم . گفت: آنجایی که من می روم تو نمی توانی بیایی . هر چقدر خواهش کردم مرا با خودش نبرد در این حالت از خواب بیدار شدم. دیدم که لباسهایم خیس شده و صورتم هم خیس است. به دلم گواه شد که برادرم شهید شده است.چند روز بعد از این خواب که آنرا فراموش کرده بود، خبر شهادت او را شنیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه