شناسه: 306753

بابای شهید من بر نمی گردد

فرزند خلف سردار تنگه چزابه می افزاید: مادرم اوایل می گفت: "پدرت رفته مسافرت" می پرسیدم "پس چرا نمی آید"و بعد ها مادر گفت " پدرت شهید شده. "
فرزند سردار شهید آرام و دردمند می گوید: به مرور زمان فهمیدم شهادت همان مرگ است و" دیگر بابای شهید من برنمی گردد." علیمردانی از زخم کهنه نبودن پدر می گوید: دوست داشتیم بابا بیاید دستمان را بگیرد و برایمان چیزی بخرد و این رابطه پدر و فرزندی حس دیگری است.این نبودن بابا زخمی است بر دلهای فرزندان شهید که هر وقت از آن سخن به میان می آید سر باز می کند و تازه می شود. همانطور که بعد از سالها خاطره روز عاشورا برای مردم زنده می شود برای مادر شهید هم هر بار بازگو کردن خاطرات فرزندش زخمی است که تازه می شود

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه