شناسه: 306767

نظم و ترتیب پیدا کردن نیروها در خط چذابه

محمد کمال سرویها : از وقتی فرماندهی خط را در چذابه بر عهده گرفت، به بچه­ ها نظم و ترتیب داد. گروه ­های گشت و کمین تشکیل داده بود. روز اول که به عنوان فرمانده به خط آمد، به همه­ ی بچه­ ها تذکر داد که کسی بدون کلاه و پوتین در خط راه نرود و گرنه توبیخ خواهد شد.
به فاصله ­ی یک کیلومتری از عراقی­ها، سنگر کمین درست کرده بود. در این سنگر، آنقدر به عراقی­ها نزدیک بودیم که صدای آن­ها را می­ شنیدیم.هوا تاریک می ­شد، برای شنود و شناسایی، چهار پنج نفری داخل سنگر کیمن می­ رفتیم و قبل از اذان صبح بر می­ گشتیم. سنگر کمین اینقدر کوچک بود که چهار پنج نفری باید مچاله شده داخل سنگر قرار می­ گرفتیم، آن هم با اسلحه و مهمات. صدایی هم از کسی در نمی ­آمد. شرایط خیلی سخت بود. اما تحمل می­کردیم و صبح با اخبار مهم و دست پر به عقب بر می­ گشتیم.
اگر اعتماد به نفس، شجاعت و درایت افرادی مثل شهید علیمردانی نبود، امکان نداشت بچه­ ها در خط دوام بیاوردند. جنگ چذابه به لحاظ آرایش نظامی و دفاعی، یک جنگ یک طرفه بود. دشمن با تمام قوا آمده بود و ما دست خالی بودیم. پیام استقامت افرادی مثل او همه رزمندگان، را دلگرم می ­کرد. چذابه انسان را به یاد صحرای کربلا و جنگ امام حسین(ع) با سپاه عظیم دشمن می ­انداخت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه