نظم و ترتیب پیدا کردن نیروها در خط چذابه
محمد کمال سرویها : از وقتی فرماندهی خط را در چذابه بر عهده گرفت، به بچه ها نظم و ترتیب داد. گروه های گشت و کمین تشکیل داده بود. روز اول که به عنوان فرمانده به خط آمد، به همه ی بچه ها تذکر داد که کسی بدون کلاه و پوتین در خط راه نرود و گرنه توبیخ خواهد شد.
به فاصله ی یک کیلومتری از عراقیها، سنگر کمین درست کرده بود. در این سنگر، آنقدر به عراقیها نزدیک بودیم که صدای آنها را می شنیدیم.هوا تاریک می شد، برای شنود و شناسایی، چهار پنج نفری داخل سنگر کیمن می رفتیم و قبل از اذان صبح بر می گشتیم. سنگر کمین اینقدر کوچک بود که چهار پنج نفری باید مچاله شده داخل سنگر قرار می گرفتیم، آن هم با اسلحه و مهمات. صدایی هم از کسی در نمی آمد. شرایط خیلی سخت بود. اما تحمل میکردیم و صبح با اخبار مهم و دست پر به عقب بر می گشتیم.
اگر اعتماد به نفس، شجاعت و درایت افرادی مثل شهید علیمردانی نبود، امکان نداشت بچه ها در خط دوام بیاوردند. جنگ چذابه به لحاظ آرایش نظامی و دفاعی، یک جنگ یک طرفه بود. دشمن با تمام قوا آمده بود و ما دست خالی بودیم. پیام استقامت افرادی مثل او همه رزمندگان، را دلگرم می کرد. چذابه انسان را به یاد صحرای کربلا و جنگ امام حسین(ع) با سپاه عظیم دشمن می انداخت.
ثبت دیدگاه