شناسه: 307089

ديدگاه شهيد

راوی محمد رضا محمدی : یک روز ابوالقاسم در حالی که شالی به دست داشت و چیزی را به آن بسته بود به خانه آمد پرسیدم : چه چیز به شال بسته ای گفت : مقداری جو است . می خواهم آنها را دستاس کنم و آرد تهیه کنم واز آرد آن برای افطار ماه رمضان نان بپزم گفتم : چرا این کارها را می کنی ؟ خودمان که گندم و جو داریم گفت : نه دوست دارم نانی را که می خورم دسترنج خودم باشد در ضمن مگر نشنیده اید که حضرت علی (ع) با نان جو افطار می کردند. جو ها را دستاس کرد و ماه رمضان از آرد جو نان تهیه کرد و هر روز با نان جو و دو یا سه خیار افطار می کرد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه