خاطرات سياسي
راوی محمد رضا محمدی : قبل از انقلاب روزی آقای عصارین به اتفاق تعدادی از دوستانش ماشین تایپی را از سازمان های دولت به منزل ما آورده بودند تا به صورت مخفیانه اعلامیه های امام(ره) را تایپ کنند. ایشان دستگاه را روی یکی از طاقچه های اتاق ما قرار داد و گفت: اگر کسی در مورد این دستگاه از شما سؤال کرد اظهار بی اطلاعی کن. بعد از مدتی که کار تایپ اعلامیه های امام(ره) را انجام می دادند کاغذشان تمام شد. روزی شوهرم از من خواست که طلاهایم را برای فروش به ایشان بدهم ابتدا فکر کردم چون مشغول ساختن خانه هستیم می خواهد طلاها را بفروشد و خرج ساخت منزل کند اما بعد از چند روز متوجه شدم مقدار زیادی کاغذ به منزل آورد وقتی سؤال کردم کاغذها را از کجا آورده ای؟ گفت:از فروش طلاها کاغذ خریده ام
ثبت دیدگاه