ذکر و یاد خدا
به روایت از اکبر دل خوش آبادی : جشن ازدواج فرج الله بود .شب عروسی، چادر را ازسر همسرش برداشت وروی زمین انداخت وروی آن دو رکعت نمازشهادت خواند . همان شب خبر دادند که دکتر چمدان شهید شده واورا به نیشابور آورده اند .فرج الله تااین خبر راشنید همان شب به طرف نیشابور حرکت کرد وهمسرش راتنها گذاشت. گفتم : قربان حضرت قاسم شوم ،اوهم عروسش رادر شب عروسی تنها گذاشت وبه جنگ رفت . حالا تو هم این کار را انجام دادی. گفت: ما باید راه آنها را ادامه دهیم واین وظیفه ماست.
ثبت دیدگاه