شناسه: 307755

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی انورا قربان: خواب دیدم که من به همراه پسرم مجید در یک باغ بزرگ و سر سبز هستیم. چند نفر که لباس سفید پوشیده اند و یک آقایی هست که آنها را تقسیم می کند. سپس به طرف ما آمد و دست مجید را گرفت و آن طرف فرستاد. صبح که از خواب پا شدم گفتم: نکند پسرم مجید توی جبهه شهید شده باشد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه