اهميت به علم و حرمت علما
راوی ناصر ابراهیمی: بعد از انقلاب مدتی آقای طرح چی در تهران بعنوان جهاد سازندگی اتاقی داشتند و نیروها را به جاهای مختلف اعزام می کردند. برای مدتی مرا به دانشگاه صنعتی شریف فرستاد هر چه گفتم بابا من سواد خواندن و نوشتن ندارم مرا برای چی می فرستی می گفت با توجه به توانمندی که در تو سراغ دارم دانشگاه به تو نیاز دارد. ما رفتیم دانشگاه و دیدیم جهاد دانشگاهی ما را خیلی تحویل می گیرند گفتند آقای طرح چی گفته آن چیزهایی را که می خواهی بسازی بیا اینجا بساز. گفتم: من چیزی به طرح چی قول ندادهام که بسازم. گفتند: چرا گفته بودی می خواهی جوش لوله آب درست کنی. وقتی به دانشگاه رفتیم دستگاه جوش لوله پلی اتیلن از خارج می آمد چون جهاد هم زیاد نیاز داشت. چون اکثر روستاها را با همین لوله ها و پلی اتیلن لوله کشی می کردند. ما شروع به ساختن پنجاه دستگاه جوش لوله پلی اتیلن کردیم. دانشجویان می آمدند دور ما را میگرفتند. سی سال سابقه کار تراشکاری داشتم. آنجا دانشجویان را که آموزش می دادم که با دستگاه سرش چکاری انجام می دهند. وقتی جنگ شروع شد این دستگاه را بردیم کردستان آزمایش کردیم. از دیگر کارهایی که انجام دادیم قالب های نوشابه را ساختیم چون قالب های نوشابه هم از خارج می آمد تا اینکه وارد جنگ شدیم.
ثبت دیدگاه