شناسه: 307926

خاطرات سياسي

راوی طیبه طاهریان: دردوران انقلاب یک روز که مردم برای تظاهرات می خواستند به کاشمر بروند پدرم اعلام کرده بود هر کس چو بدست و یا اسلحه ای دارد بردارد و هر کس سلاح سر یا گرمی داشت بر می داشت مرحوم پدرم هم اسلحه ای داشت (کلت کمری) که مخفی کرده بود آن روز بیرون آورد و فشنگ روغن کاری نمود و برداشت و رفت به تظاهرات و چون مقید به قانون بود بعدا از پیروی انقلاب با اعلام سپاه برای تحویل سلاح ، سلاحش را برد و تحویل قانون داد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه