شناسه: 308621

ایثار و فداکاری

به روایت از مریم شیرعلی زاده : در زمان انقلاب زمانی که ناتوانیها تعطیل بود . غلامرضا در کل منطقه دور می زد و نانهایی که از روستا ها می آوردند . پخش می کرد. و در همین حین به منزل خواهرش نان نداده بود وقتی او شب به خانه ما آمد . من به او گفتم: تو دیدی که ما نان نداریم چرا نان نیاوردی . غلامرضا در جواب گفت :در این خانه من هستم0 که حتی ساعت 11 شب نان بیاورم . ولی به فکر خانواده هایی باش که کسی را ندارند که برایشان نان بیاورد

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه