شناسه: 308774

خبر شهادت

به روایت از ابراهیم شهابی : روزی به اتفاق برادر بزرگترم به سینما رفته بودیم هنوز فیلم شروع نشده بود که یک بنده خدایی آمد کنار ما نشست و گفت حسین شهابی چکاره ی شماست گفتم پسر عموی ما است چون سه ماه بود که از ایشان بی خبر بودیم گفت ایشان مجروح شده است و در بیمارستان 22 بهمن گناباد بستری است از آنجا بلند شدیم و رفتیم دنبال اخوی دیگرم و به اتفاق به بیمارستان رفتیم به بیمارستان که رسیدیم از ما سوال کردند که شما چکاره ی ایشان هستید؟داداشم گفت که شهید شده است ودر سرد خانه می باشد من پشت در بیمارستان ایستاده بودم واین برادر دیگرم رفته بود و جنازه را دیده و گریه کنان داشت می آمد و گفت حسین شهید شده است ما شروع به گریه کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه