شناسه: 311403

پیش بینی شهادت

به روایت از حسین رحمانی : برادر بزرگم همرزم پدرم بود هنگامیکه برای مادرم از جنگ صحبت می کرد شنیدم که می گفت شبی که می خواستیم به عملیات برویم دیدم که پدرم با یک دبه آب در حال غسل کردن است من پرسیدم پدرجان چکار می کنی وی گفت در حال انجام غسل شهادت هستم زیرا یقین دارم که امشب به شهادت می رسم بعد از اینکه غسل کرد وی را در آغوش گرفتم وبوسیدم وناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر شد سپس دوستانم به من گفتند : چرا به خاطر حرف پدرتان گریه می کنید خجالت بکش تا اینکه در همان شب وعملیات پدرم به شهادت رسید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه