عشق به جهاد
ایشان در منطقه شانه اش آسیب دیده بود . وقتی می خواست به جبهه برود به او گفتم : پسرم بخاطر آسیب دیده گی شانه ات به جبهه نرو و چند روز دیگر هم استراحت کن . گفت : نه پدر ، من باید بروم و در عملیات شرکت کنم مگر خون من از خون دیگران رنگین تر است
ثبت دیدگاه