عشق به جهاد
یک بار به او گفتم مادرکمی به من فکر کن دیگر به جبهه نروگفت: مادرجان خواهش می کنم ازمن راضی باش چون شما چه بخواهی و چه نخواهی من باید به جبهه بروم ، چون جبهه را ه حق و حقیقت است و من نمی توانم جبهه رفتن را ترک کنم ازشما خواهش می کنم که ار من راضی باش وقتی مهدی این حرف را زد من نیز رضاین خود را اعلام کردم
ثبت دیدگاه