شناسه: 313055

عشق به جهاد

یک بار به او گفتم مادرکمی به من فکر کن دیگر به جبهه نروگفت: مادرجان خواهش می کنم ازمن راضی باش چون شما چه بخواهی و چه نخواهی من باید به جبهه بروم ، چون جبهه را ه حق و حقیقت است و من نمی توانم جبهه رفتن را ترک کنم ازشما خواهش می کنم که ار من راضی باش وقتی مهدی این حرف را زد من نیز رضاین خود را اعلام کردم

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه