حسن برخورد
به روایت از غلام حسین ابراهیمی : روزی نبرد با صدامیان در تنگه حاجیان به شدت ادامه داشت. هنگام شب فرا رسید. سنگرمان روی تپه قرار داشت و در فاصله دو متری مزدوران صدام مستقر بودند. عده ای از سربازان عراقی که از محل استقرار خود خارج شده بودند و به علت تاریکی هوا نمی توانستند به سنگرشان برگردند، راه را ادامه داده و به نزدیکی سنگر ما رسیدند. در این هنگام برادر حسن خویی که عربی می دانست، به آنها گفت : از این طرف بیایید! و آنها هم دنبال صدا را گرفته و به طرف ما آمدند. وقتی که به نزدیکی ما رسیدند، بلا فاصله آنها را وادار به تسلیم کردند. برادر حسن خویی از علت اینکه با ما به جنگ آمده اند، پرسید و آنها گفتند : ما را به زور به جبهه آورده اند و چون نظامی هستیم، مجبور که انجام وظیفه کنیم، ولی جنگ به نفع شما تمام خواهد شد.
ثبت دیدگاه