شناسه: 314152

شجاعت و شهامت

راوی نوروز علی نورانی: به خاطر دارم هنگامی که من و عبدالله در منطقهه بودیم و درپاکسازی عملیات طریق القدس (فتح بستان) شرکت کردیم. یک روز دو عراقی در سنگر مخفی شده بودند که عبدالله از سرو صدای آنها متوجه شد که عراقی هستند. به من گفت: نوروز سلاحت را بده. من هم اسلحه را به او دادم . سپس با هم به طرف سنگر رفتیم. عبدالله به من گفت تو دیگر جلو نیا و خودش مقابل درب سنگر ایستاد و با بستن رگبار هر دوی آنها را به هلاکت رساند که من در همانجا به شجاعت او غبطه خوردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه