توصیه های شهید
احمد وقتی سنش کم بود در یک مغاره ی بستنی فروشی کار می کرد هر چه در آمد داشت مستقیم می آمد و به من می داد. یک بار به او گفتم : احمد جان کمی از این دستمزدت را برای خودت برداز ، پول همراهت باشد گفت : مادر پول توی جیبم باشد می ترسم وسوسه شوم و خرج کنم .گفتم : مادر پول برای خرج کردن است گفت : مادر من که غذایم را در خانه می خورم دیگر نیازی به پول ندارم و همه در آمدش را به من می داد .
ثبت دیدگاه