شناسه: 315209

علاقه به مراسم عزاداري اهل بيت

راوی زهره پشوتن : به خاطر دارم هنگامی که خانه ی ما در تهران بود دهه ی محرم ما روضه خوانی داشتیم در تهران رسم بر این بود که شب های محرم تابوتی درست می کردند و در این تابوت به اصطلاح یک نفر را می خواباندند و بعد روی تابوت را دواگلی می زدند و یک کبوتر هم می گذاشتند یادم است یک دفعه از بچه ها پرسیده بودند که چه کسی حاضر است در تابوت بماند برادرم محسن داوطلبانه حضار شده بود و بعد محسن را داخل تابوت گذاشتند و روی آن را با پارچه ی سفیدی پوشاندند که به اصطلاح شهدای کربلا را تشییع می کنند آن موقع من بچه بودم و سن و سالی نداشتم خیلی دنبال این تابوت می دویدم و گریه می کردم و می گفتم : داداش محسن را بردند بعد از اتمام مجلس محسن از تابوت پا شد و خندید و گفت: اصلا ترسی نداشت شما برای چه ترسیده بودید؟ و چرا گریه می کردی؟ چقدر خوب بود ببین که چه همه مردم گریه می کنند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه