عشق به ائمه ی اطهار
به روایت از حسن برزو : هنگامی که حسین 5-4 سال بیشتر نداشت فلج بود و نمی توانست راه برود. یک روز که عاشورا بود من سرکوچه درحال بازی کردن بودم و مادرم هم در خانه نبود. یکدفه دیدم حسین که درون ویلچر نشسته به طرف من آمد. گفت حسن جان آب می خواهم من هم رفتم سر بشکه آب که برایش آب بیاورم که ناگهان دیدم حسین آمد و لیوان را به من داد و در همان لحظه نا خوداگاه زبانم بنده آمد چون دیدم او خوب شده و راه می رود و مردمی که او را می شناختند آمدند و لباسهایش را تکه تکه کردند او رادر آغوش گرفتند ومن متوجه شدم که امام حسین در آن روز برادرم را شفا داده بود.
ثبت دیدگاه