شناسه: 315928

علاقه به مراسم عزاداری اهل بیت

به روایت از فاطمه حبیبی : به یادر دارم وقتی که حسین کوچک بود با هم به مسجد می رفتیم. حسین دقت می کرد که پیش نمازچطور روضه می خواند. بعد ازاینکه به خانه برمی گشتیم می گفت مادر روسری ات را بده. می خواهم روی شانه ام بیندازم و روضه بخوانم و شما هم گریه کنید. به او گفتم مادر من خسته ام و چطور گریه کنم؟ خلاصه با اصرار زیاد او می نشستم و او هم هر چه از پیش نماز یاد گرفته بود می گفت و من هم گریه می کردم. بعد گفتم من خوابم می آید و خودش هم بعد از چند دقیقه که روضه می خواند خسته می شد وخوابش می برد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه