حمایت از حق و توصیه به آن
یک روز من و پسرم علی و دخترم به حرم مطهر رفتیم یکبار متوجه شدم علی یک مرد را می زند وقتی دلیل را جویا شدم او گفت این مرد به یک خانم توهین کرد و منم تحمل این جسارت را نداشتم من یک سیلی به علی زدم او سرش را پایین انداخت و گفت مادر جان عیب نداره امّا این را بدانید در برابر جامعه مسئول هستم و باید از دین و ناموس خود دفاع کنم.
ثبت دیدگاه