شناسه: 316239

آخرین وداع با دوستان

به روایت از محمدرضا حاجیان : یک روز عباس باصری را در حالی که سوار بر موتور بود در شهرستان گناباد دیدم و یک هنداونه ای هم خریده بودند . به من گفتند : سوار شوید که می خواهیم یک دور بزنیم . در مسیری که ما را سوار کردند اشاره کردند که ضمناً در روزهای آینده قرار است با توجه به دعوتی که شده ام دوباره به منطقه ، سوال کردم که شما تازه آمده اید ؟ گفتند : این ماموریت به صورت ویژه است . با همدیگر رفتیم . اتفاقاً در خانه ی ایشان کسی نبود و از دیوار بالا رفتند و هندوانه را پرتاب کردند داخل یک حوضچه ی کوچکی که داخل منزلشان بود و خیلی هم تعارف کردند که از بالای در برویم خانه . بعد دوباره برگشتیم به گناباد و در مسیر دائماً موضوع شهید و شهادت را تکرار می کردند مثل اینکه خودشان می دانستند که این عملیات و دیدار آخر ما است و نصیحت های دیگری کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه