شناسه: 317017

خواب و رویای دگران در مورد شهبد 1

به روایت رقیه شهیدی : بعد از شهادت علی پسرم، خواب دیدم که یک بالش گلدوزی شده زیر سرم است. علی آمد توی حیاط خانه و مرا صدا زد. وقتی که داخل حیاط رفتم دیدم علی ایستاده و چند تا سیب و یک انار در دستش است و گفت: مادر این انار را خودت بخور و این سیب ها را هم یکی را به مادر بزرگ و دیگری را به پدر بده و گفت که نگران نباشید من همیشه با شما هستم. بعد من را بوسید و گفت که باید بروم زیرا منتظر من هستند و رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه