خاطرات جنگی
به روایت از درجان حمیدی : شهید در نامه ای به خانواده اش می نویسد: شب اوّل محرم بود صدای توپ خمپاره زیاد بود. آن شب برادران سپاه و هوابرد و ارتش و بسیج همه با هم تکبیر می گفتند و دشمن فقط می کوبید تا اینکه با صدای تکبیر برادران فکر کرده بود حمله است و به گفته یکی از برادران هوابرد آن شب دشمن بدون دلیل 3 کیلومتر عقب نشینی کرد بدون حمله ای از طرف رزمندگان و ما آن شب می گفتیم و می خندیدیم.
ثبت دیدگاه