شناسه: 317620

ساده زيستي و پرهيز از تجمل

راوی در جان حمیدی: زمانی که برای خواستگاری رفته بودیم، به او گفتم اکنون که قرار است ازدواج کنید یک دست لباس نو بخرید. اشاره به لباسی که تنشان بود کردند وگفتند: به خداوندی بی همتا سوگند با همین لباس که از شدت استفاده از آن نخ نما شده است، داماد خواهیم شد پس از چند روز با همان پیراهن در نمایشگاه به دست منافقین به شهادت رسید و به آرزویش دست یافت.)

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه