شناسه: 319896

خاطرات سياسي

محمود شبها در اتاق جداگانه ای می خوابید یادم هست که یک شب از خانه بیرون رفت صبح تا ما برای نماز بیدار شدیم دیدیم که عکس امام درحیاط افتاده است گفتم : این چیست گفت : بچه ها در خانه انداخته اند نگفت که کار خودم بوده است . بعدها فهمیدم که او همراه دوستانش شبها این کارها را انجام می دادند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه