شناسه: 321158

زيرکي و هوشمندي

من در بجنورد یک گاو داشتم که این گاو مریض شد. به من گفتند: « اگر مقداری باروت آب کنید و به این گاو بدهید خوب می شود.» من رفتم به اندازه یک سیر باروت از بازار تهیه کردم و آوردم در خانه گذاشتم و رفتم. وقتی به خانه بازگشتم دیدم که براتعلی با این باروتها بازی کرده و یک طرف صورتش سوخته. و ایشان از همان موقع به حساسیت باروت آشنا شد و جستجو در رابطه با درست کردن کوکتل ملرتوف را شروع کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه